اخبار ایران و جهان | خبر فوری | خبرگزاری سایت رسمی جهان درصورت بقای نئاندرتال‌ها به جای انسان مدرن چه تفاوتی با امروز پیدا می‌کرد؟ ...




جهان درصورت بقای نئاندرتال‌ها به جای انسان مدرن چه تفاوتی با امروز پیدا می‌کرد؟
اخبار ایران و جهان | خبر فوری | خبرگزاری سایت رسمی لینک منبع خبر:
https://www.zoomit.ir/fundamental-science/388098-different-world-neanderthals-prevailed-humans/

جهان درصورت بقای نئاندرتال‌ها به جای انسان مدرن چه تفاوتی با امروز پیدا می‌کرد؟ توییتر تلگرام ذخیره

اگر در مسیر تکامل خانواده‌ انسان‌ تباران، نئاندرتال‌ها به‌جای انسان‌ های مدرن زنده می‌مثل، شرایط زمین و جاندارانش به چه شکلی پیش می‌رفت؟

از نظر تکاملی و در مقیاس مسیر زمانی طولانی که انسان تا به امروز پیموده، جمعیت انسان در عرض «چند ثانیه» افزایش یافته هست.

درواقع همین موضوع به‌ظاهر ساده که جمعیت ما هم‌اکنون روی سیاره ۸ میلیارد نفر است، با اندکی دقیق‌تر شدن در تاریخ نوع بشر و تکامل او، نه‌تنها عادی جلوه نمی‌کند، بلکه غیرقابل توضیح نیز به‌ نظر می‌آید.

واقعیت این هست که در ۹۹ درصد از ظرف زمانی چند میلیون ساله‌ از زیست ما روی این سیاره، گروه‌های انسانی به‌ندرت با اشخاص دیگر برخورد می‌کردند.

بنابر بررسی‌ها، در هر زمانی از تاریخ زمین فقط حدود ۱۰ هزار نئاندرتال در آن واحد روی سیاره زندگی می‌کرد‌ه‌اند.

امروزه به ازای فضای مشابهی که روی زمین به ازای 1 نئاندرتال وجود داشته، حدود ۸۰۰ هزار نفر زندگی می‌کنند.

علاوه بر اینها، به‌خاطر زیست انسان‌ها در قالب گروه‌های اجتماعی، نزدیک‌ترین گروه نئاندرتال نیز احتمالاً بیش از ۱۰۰ کیلومتر دورتر از همدیگر بوده‌اند.

پیدا کردن 1 جفت خارج از خانواده برای نئاندرتال‌ها 1 چالش بوده هست.

نئاندرتال‌ها تمایل بیشتری به ماندن در گروه‌های خانوادگی خود داشتند و نسبت به اشخاص جدید محتاط‌تر بودند.

اگر آن‌ها از گونه‌ی ما (هوموساپین‌ها) پیشی گرفته بودند، احتمالاً تراکم جمعیتشان بسیار کمتر از تراکم جمعیت ما می‌شد.

به‌عنوان مثال، تصور نئاندرتال‌ها در حال ساخت 1 شهر دشوار است؛ زیرا آن‌ها از نظر ژنتیکی تمایل کمتری به رفتار دوستانه با اشخاص خارج از خانواده‌ یا اشخاص طردشده از خانواده‌ داشتند.

نمودار جمعیت جهان

دلایل رشد چشمگیر جمعیت انسان مدرن روی سیاره را شاید بایستی در روزهای اولیه‌ی هوموساپین‌ها در بیش از ۱۰۰ هزار سال پیش جستجو کنیم.

تفاوت‌های ژنتیکی و آناتومیکی بین ما و گونه‌های منقرض‌شده‌ای مثل نئاندرتال‌ها، ما را به مقدار بیشتری به گونه‌های حیوانی اهلی‌شده همثل کرده هست.

به‌عنوان مثال، گله‌های بزرگ گاوها نسبت به اجداد وحشی زیست‌کننده در گروه‌های کوچک و با فاصله از هم خودشان، به شکل بهتری می‌توانند استرس ناشی از زندگی در فضای کوچک با هم را تحمل کنند.

این تفاوت‌های ژنتیکی نگرش ما را نسبت به اشخاص خارج از گروه خودمان تغییر داد و درنتیجه ما درطول زمان در قیاس با گونه‌های هم‌تبارمان بردبارتر شدیم.

جمجمه انسان های مدرن و سگ های اهلی

ازآنجاکه احتمال درهم‌آمیختن و تعامل انسان‌های خردمند با گروه‌های خارج از خانواده‌شان بیشتر شده بود، 1 استخر ژنتیکی متنوع‌تر نیز توسط گونه‌ی انسان‌های مدرن ایجاد شد که طی زمان به نفع همه‌شان بود.

با افزایش تنوع ژنتیکی، مشکلات پیرامون سلامتی طی زمان کاهش یافت.

به‌عنوان مثال، در ال سیدرون اسپانیا ۱۷ ناهنجاری ژنتیکی فقط در ۱۳ نفر از نئاندرتال‌ها شناسایی شده هست.

به‌خاطر تنوع ژنتیکی برآمده از تعامل بیشتر و زندگی اجتماعی، چنین جهش‌های ناهنجاری تقریباً در جمعیت‌های بعدی گونه‌ی ما وجود نداشت.

البته باید توجه کرد که جمعیت‌های بزرگ و متراکم‌تر باعث افزایش شیوع بیماری می‌گردد.

نئاندرتال‌ها معمولاً عمر کوتاه‌تری نسبت به انسان‌های امروزی داشته‌اند؛ ولی انزوای نسبی‌شان، آن‌ها را دربرابر بیماری‌های عفونی محافظت می‌کرد.

بیماری‌های عفونی مسری گاهی اوقات کل جمعیت انسان‌های خردمند را تهدید کرده و به نابودی‌شان منجر می‌گردد.

غذای مازاد

از دیگر سوی، این امکان وجود دارد که گونه‌‌ی ما دارای سرعت تولیدمثل سریع‌تری نسبت به گونه‌های قبلی انسان بوده باشد؛ شاید حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد.

ولی داشتن نوزادان بیشتر تنها در صورتی به افزایش جمعیت کمک می‌کند که غذای کافی دراختیار انسان‌ها و کودکانشان باشد.

تمایل ژنتیکی ما به دوستی حدود ۲۰۰ هزار سال پیش شکل گرفت.

از همین زمان به بعد، شواهد باستان‌شناسی از مواد خامی برای ساخت ابزارهایی خبر می‌دهد که به‌شکلی گسترده جابه‌جا یا دست‌به‌دست می‌شده‌اند.

ما از ۱۰۰ هزار سال پیش، شبکه‌هایی ایجاد کردیم که در آن انواع جدیدی از سلاح‌های شکار و جواهرات مثل مهره‌های صدفی توزیع می‌شدند.

ایده‌ها به‌طور گسترده‌ای به اشتراک گذاشته می‌شد و تجمعات فصلی خاصی وجود داشت که در آن انسان‌های خردمند برای برگزاری انواع مراسم یا معاشرت دور هم گرد می‌آمدند.

انسان‌ها توانسته‌ بودند حلقه‌ای از دوستان مختلف در گروه‌های مختلف برای خودشان بسازند و درموقع نداشتن غذا به آن‌ها رجوع کنند.

از طرفی ما احتمالاً به تماس عاطفی بیشتر و انواع جدیدی از روابط خارج از دنیای اجتماعی انسانی خود نیاز پیدا کرده باشیم.

در دنیای جایگزین فرضی که نئاندرتال‌ها در آن قرار بود بر ما چیره شده و بقا کنند، واقعاً امکان کمی وجود داشت که نئاندرتال‌ها بتوانند [یا بخواهند] ازطریق اهلی کردن حیوانات، روابط خودشان با آن‌ها را تقویت کنند.

تغییرات چشمگیر در محیط

اگر محیط‌ها کمبودهای ناگهانی زیادی مثل کاهش شدید گیاهان و جانوران در بسیاری از مواقع را رقم نمی‌زدند، ممکن بود تمام چیز متفاوت پیش برود.

اگر این تغییرات «شانسی» در مسیر رخ نمی‌دادند، ممکن بود نئاندرتال‌ها زنده مانده و بقا پیدا کنند.

اشتراک منابع و ایده‌ها بین گروه‌های مختلف این امکان را برای انسان‌ها فراهم کرد که بتوانند با توزیع فناوری‌های مؤثرتر و دادن غذا به یکدیگر در مواقع بحرانی، به‌ شکل کارآمدتری زیست کنند.

احتمالاً همین امر یکی از دلایل اصلی رشد گونه‌های ما با وجود تغییر آب‌و‌هوایی بوده هست.

این در حالی هست که سایر گونه‌ها در همان مواقع به‌راحتی حذف می‌شدند.

هومو ساپین‌ها با شرایط متغیر آب‌وهوایی و شرایط خطرناک سازگارتر بودند.

چنین سازگاری تا حدی به این دلیل هست که گونه‌ی ما می‌تواند در مواقع بحران به شبکه‌ها وابسته باشد.

در طول اوج آخرین عصر یخبندان در حدود ۲۰ هزار سال پیش، دما در سراسر اروپا ۸ تا ۱۰ درجه‌ی سانتی‌گراد کمتر از میانگین امروزی بوده است؛ به‌طوری‌که سرزمین آلمان امروزی در آن روزگاران بیشتر شبیه شمال سیبری کنونی بوده هست.

بیشتر مناطق شمال اروپا شش تا نه ماه از سال را پوشیده از یخ بوده‌اند.

مقاله‌ی مرتبط:نئاندرتال‌‌ها و انسان‌ امروزی هزاران سال در اروپا هم‌زیستی داشتندیافته‌های جدید نشان می‌دهد نئاندرتال‌ها منحصرا گوشتخوار بودند

ارتباطات اجتماعی، زمینه‌ی اشتراک و توزیع اختراعات بین گروه‌های مختلف را فراهم کرد و همین موضوع در ادامه به سازگارتر شدن ما با طبیعت کمک کرد.

کار با نیزه و پرتاب کردن آن برای کارآمدتر کردن شکار، ساخت سوزن‌های ظریف برای تولید لباس‌های مناسب و گرم نگه داشتن خود، مهارت نگه‌داری غذا و شکار با گرگ‌های اهلی از جمله‌ی این ابداعات و اختراعات بودند.

چنین دستاوردهایی در کنار هم منجر به این شد که طی زمان، اشخاص بیشتری از چنگال بی‌رحم طبیعت جان سالم به در بردند.

انسان‌های خردمند عموماً مراقب بودند که منابعی مثل گوزن یا ماهی را بیش از حد مصرف نکنند و احتمالاً نسبت به گونه‌های بسیار قبلی انسان از چرخه‌ی زندگی خود آگاه‌تر بودند.

به‌عنوان مثال، می‌توان به رفتار گروهی از مردمان در بریتیش کلمبیا کانادا اشاره کرد؛ آن‌ها حین شکار ماهی سالمون، فقط ماهی‌های نر را شکار می‌کردند.

بااین‌حال در برخی موارد، مشاهده‌ی این چرخه‌های زیستی دشوار بود.

در آخرین عصر یخبندان، حیواناتی مثل ماموت‌ها که در سرزمین‌های بزرگ غیرقابل مشاهده برای گروه‌های انسانی پراکنده بودند، منقرض شدند.

بیش از صد تصویر از ماموت‌ها در غار Rouffignac در فرانسه وجود دارد.

این تصاویر مربوط به زمان ناپدید شدن این موجودات هست و نشان می‌دهد که انسان‌های آن زمان برای این فقدان ماموت‌ها اندوهگین شده‌اند.

ولی واقعیت این هست که اگر ظهور هومو ساپین‌ها نبود، به احتمال زیاد ماموت‌ها زنده می‌ماندند؛ زیرا تعداد نئاندرتال‌های کمتری برای شکار آن‌ها وجود می‌داشت.

تصویر ماموت در غار

هوش و شعوری که به پیروزی ما انجامید

علاقه‌ی ما به همراهی با یکدیگر و وقت گذراندن با هم که به‌نوبه‌ی خود به تقویت خلاقیت ما منتهی می‌گردد، رمز پیروزی و علت موفقیت گونه‌ی ما بود.

ولی هر موفقیتی بهایی دارد و ما نیز از این قانون مستثنی نبودیم.

توسعه‌ی هرچه بیشتر فناوری از سوی جامعه‌ی بشری و استفاده‌ی ما از تکنولوژی‌های جدیدتر، به‌مقدار بیشتری به سیاره زمین آسیب می‌رساند.

کشاورزی فشرده، خاک زمین را از مواد مغذی خالی می‌کند، صید بی‌رویه تنوع زیستی دریاها را نابود می‌کند و گازهای گلخانه‌ای برآمده از تولیدات صنعتی به تغییرات اقلیمی منتهی می‌گردد.

استثمار بیش از حد، اجتناب ناپذیر نبود؛ ولی گونه‌ی ما اولین گروهی بود که این کار را انجام داد.

مقاله‌ی مرتبط:برخی از ما نیمه‌نئاندرتال هستیم و داروها را به‌طرز متفاوت هضم می‌کنیم

می‌توانیم امیدوار باشیم که شواهد بصری و محسوس ناشی از تخریب در جهان طبیعی ما بتواند نگرش ما را طی زمان دستخوش تغییر کند.

ما در طول تاریخمان هنگامی که نیاز داشتیم، با سرعت بسیار زیادی تغییر کردیم و این بخشی از مسیر دور و درازمان در رسیدن به جایگاه فعلی‌مان به‌عنوان جامعه‌ی انسانی بوده هست.

ولی تحت هر شرایطی و از هر دیدگاهی که به‌ موضوع بنگریم، نباید فراموش کنیم که سیاره‌ی دومی برای هیچکدام از ما وجود ندارد و نباید کار را به جایی برسانیم که به 1 سیاره‌ی دوم نیاز مبرم و گریزناپذیر پیدا کنیم.

بیشتر بخوانید: فسیل‌ها باور عمومی در مورد تکامل دوپایی انسان را به چالش می‌کشند طول عمر زنبور عسل ممکن هست درمقایسه‌با پنجاه سال گذشته نصف شده باشد اتفاقی نادر در هند؛ پسربچه ۸ ساله مار سمی کبرا را با گازگرفتن تلف کرد تصورات مردم ۱۰۰ سال قبل از آینده چه بود؟ ثانیه کبیسه در سال ۲۰۳۵ به تاریخ می‌پیوندد منبع theconversation
google rating | reviews
4. ستاره - بازنگری سردبیر
اخبار ایران و جهان | خبر فوری | خبرگزاری سایت رسمی « خبرنگار: آریا توکلی »

Siteinc.ir logo کد خبر: « 129807 »

اخبار ایران و جهان | خبر فوری | خبرگزاری سایت رسمی بازدیدها: 21545 6 شبانه روز پیش